به گزارش سرویس صنفی آموزشی «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در اولین روزهای سال 1403 خبر فوت مشکوک به خودکشی خانم دکتر پرستو بخشی متخصص قلب شاغل در بیمارستان شهرستان دلفان استان لرستان، بازتاب گستردهای در رسانهها پیدا کرد. به منظور پیشگیری از اتفاقات مشابه بررسی علل ریشهای و همهگیر این مسئله از اهمیت بالایی برخوردار است و نباید به علل سطحی و فردی اکتفا کرد. در این گزارش به شرح دلایل ریشهای این موضوع پرداخته میشود:
1. فشار کاری بالای پزشکان طرحی و دستیاران تخصصی
یکی از مهمترین مسائلی که پزشکان جوان و دستیاران با آن دست و پنجه نرم میکنند، ساعت کاری بسیار بالا و فشار بالای کاری ناشی از تعداد کشیکهای زیاد و پی در پی و همچنین نسبت بالای مریض به پزشک است. این مسئله پزشکان جوان مشغول در طرح و دستیاران را مجبور به فعالیت در در شیفتهای 36 تا 48 ساعته میکند.

نمودار1. میانگین ساعات حضور ماهانه یک رزیدنت در بیمارستان
همانطور که در نمودار شماره 1 مشاهده میشود، دستیاران رشتههای تخصصی در ایران ماهیانه بیش از 400 ساعت در بیمارستانها مشغول به فعالیت هستند و این در حالی است که ساعت کاری دستیاران در کشورهای اروپایی کمتر از 200 ساعت است. شایان ذکر است فشار کاری مذکور به صورت متمادی در طول چهار سال تحصیل دستیاران پابرجاست.
از طرف دیگر همانطور که در نمودار شماره 2 مشاهده میشود، بسیاری از شهرستانهای کشور با کمبود پزشک روبرو هستند و دنبال آن پزشکان جوان پس از اتمام تحصیل و به منظور ایفای تعهدات طرح نیروی انسانی وزارت بهداشت مجبور به طبابت در مناطقی به دور از محل زندگی و خانواده خود هستند که این موضوع عوارض متعددی همچون دوری از خانواده را در پی دارد که فشار روحی مضاعف این موضوع علاوه بر فشار کاری، کاهش ظرفیت روانی پزشکان و بعضاً رفتارهای پرخطری مانند افزایش تمایل به خودکشی، افسردگی و فرسودگی شغلی را به دنبال دارد.

نمودار2. شهرستانهای فاقد پزشک در هریک از رشتههای تخصصی (از 362 شهرستان دارای بیمارستان)
بر پایهی همین ریشهشناسی و به جهت رفع نیاز منطقه محروم، در مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی و برنامه هفتم پیشرفت در مجلس به منظور تامین پزشک در مناطق محروم، بر بومی گزینی در پذیرش و تعیین محل تعهد خدمت تاکید شده است تا از مسائل پزشکان جوان و دستیاران کاسته شود.
2. عدم توجه به الزامات دوران تحصیل و بکارگیری پزشکان خانم
مسائل مطرح شده برای پزشکان جوان و دستیاران، تاثیر دو چندانی برای خانمها دارد و هیچ تناسبی بین شرایط کاری و تحصیلی پزشکان خانم با وظایف همسری و مادری ایشان وجود ندارد. این مسئله منجر به کاهش تمایل پزشکان خانم برای ادامه تحصیل و ورود به رشتههای تخصصی شده است. به گونهای که همانطور که در نمودار شماره 3 مشاهده میشود، تمایل پزشکان خانم برای ادامه تحصیل در رشتههای تخصصی با فشار کاری بالایی دارند به شکل محسوسی پائین است.

نمودار 3. توزیع جنسیتی دستیاران تخصصی به تفکیک رشته تحصیلی
این مسئله در حالی است که رهبر انقلاب در دیدار اخیر با جمعی از بانوان، حضور خانمها در رشتههای پزشکی را واجب کفایی خوانده و بر تسهیل شرایط فعالیت و ادامه تحصیل بانوان در رشتههای پزشکی از طریق افزایش تعداد تاکید کردند، ایشان در تاریخ 06/10/1402 فرمودند که:" بایستی جوری باشد که از آن مشغلهی مهمّ اساسی زنانه، یعنی خانهداری و فرزندآوری، محروم نشود؛ حتّی در بعضی از مشاغل که برای زنان واجب کفائی است، مثل پزشکی. پزشکی زنان واجب است؛ تا حدّی که پزشک زن به قدر کفایت وجود داشته باشد، باید زنها پزشکی بخوانند. همچنین مثلاً معلّمی بانوان یک واجب کفائی است. خب حالا ممکن است یک وقتی این واجب کفائی [تعارض پیدا کند] با مسئلهی خانهداری یا فرزندآوری یا استراحتها و مرخّصیهایی که برای یک زن خانهدار لازم است یا ساعات کاری که او بتواند کار را انجام بدهد و مثلاً به کار خانه هم برسد؛ اگر چنانچه در این زمینهها تعارضی به وجود آمد، مسئولین کشور هستند که بایستی برای این فکر کنند؛ یعنی آنقدر تعداد را افزایش بدهند که اگر چنانچه این معلّم که مثلاً فرض کنید بایستی در هفته پنج روز در مدرسه شرکت کند، مِن باب مثال چهار روز میتواند شرکت کند، خلأ به وجود نیاید؛ معلّم دیگری وجود داشته باشد که آن خلأ را پُر کند؛ همینطور مسئلهی پزشکی. "
جمع بندی
در خصوص وضعیت پزشکان و دستیاران جوان این نکته حائز اهمیت است که مشکلات این قشر، تنها محدود به مسائل مالی و رفاهی که در رسانهها پررنگ شده است ، نبوده. بلکه فشار کاری ناشی از تعداد بالای بیمار و کشیکهای پی در پی از اهم مسائل پزشکان جوان و دستیاران است که در تحلیلها به سادگی از آن چشم پوشی میشود. در حالیکه میبایست با تعدیل تعداد کشیک و ساعت کاری و همچنین تعداد بیماران به ازای هر پزشک این مسئله را حل نمود که یکی از ریشه ای ترین راهکارها افزایش تعداد پزشکان و دستیاران به صورت جذب بومی میباشد تا بدین وسیله از فشارکاری این افراد کاسته و امکان گذران اوقات فراغت در کنار خانواده خود برای آنها محیا باشد. همچنین جذب بومی به جهت آشنایی افراد با فرهنگ و سبک زندگی آن منطقه موجب ارتباط بهتر بیمار با پزشک و به دنبال آن افزایش کیفیت خدمات و رضایت بیمار از پزشک خواهد شد.



